تاریخ انتشار: ۲۳ فروردین ۱۳۹۳
۱ دیدگاه | کد خبر: 2518

اشعار غلامرضا طریقی

اشعار غلامرضا طریقی

 اشعار غلامرضا طریقی

غلامرضا طریقی / شعر سفر

—————————————————————

گرچــــه هنگام سفــر جاده ها جانکاه اند

روی نقشه ، همه ی فاصله ها کوتاه اند !

فاصله بین من و شهر شما یک وجب است

نقشه ها وقتی از این فاصله ها می کاهند

من که از خود خبرم نیست چه قیدی دارم ؟

جمله های خبــــری قید مکان میخواهند !!

راهــــی شهر شما میشوم از راه خیال

بی خیالان چه بخواهند چه نه ؛ گمراهند

شهر پــُر می شود از اهل جنــون برج بـه برج

“مهر” خواهان شما “مشتری ” هر “ماه ” اند !

بــه “نظامــی” برسانید کــــه در نسخــــه ی ما

خسروان برده ی کت بسته ی شیرین شاه اند !

چند قرن است که خرما به نخیل است و هنوز

دستــــهای  طلب  از  چیـــدن  آن  کـوتاهـــند

غلامرضا طریقی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خال تو خط سیر چشمم را می رساند به نقطه ی پایان / غلامرضا طریقی

—————————————————————

دست هایت دو جوجه گنجشک اند ، بازوانت دو شاخه ی بی جان !

ساق تــــو ساقـــه ی سفیـدی کــــه  سر زده از سیاهــــی گلدان

میوه های  رسیده ای  داری  ،  پشت  پیراهن  پر  از  رنگت

مثل لیموی تازه ی « شیراز» روی یک تخته قالی « کرمان» !

فارغ از اختلاف «چپ» با «راست» من به چشمان تو می اندیشم

ای  نگـــاه  همیشه  شکاکت  ،  ائتلاف  فرشتـــه  با شیــــطان !

فال می گیرم و نمی گیرم ، پاسخـــی در خور سوال اما

چشم تو باز هم عنانم را می سپارد به دست یک فنجان

با همین دستهای یخ بسته ، می کشم ابروی کمانت را

تا بسوی دلـــم بیندازی  ، تیــــری از تیــرهای تابستان !

در  تمام  خطوط  روی  تو  ،  چشم  را  می دوانم هر بار

خال تو خط سیر چشمم را می رساند به نقطه ی پایان !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عصر عصر پیام کوتاه است/غلامرضا طریقی

—————————————————————

گفتن اینکه «دوستت دارم» اولین راه و آخرین راه است

ای فدای بلندی قدت، عصر عصر پیام کوتاه است

 

عصر تنهایی بشر بین صدها رفیق، عصری که

با وجود هزارها «همراه» دوره ی انقراض همراه است

 

ما در این عصر، بره ای هستیم که اسیر طلسم چوپانیم

بره ای که به محض آزادی، اولین مقصدش چراگاه است

 

بره ای که هوا نمی خواهد، هیچ چیز از خدا نمی خواهد

بره ای که نهایت هدفش، گله از وضع نوبت کاه است

 

«دوستت دارم»-این همان رازی ست که جهان را نجات خواهد داد-

دوستت دارم-این همان اسبی است که سوارش همیشه در راه است-

 

ای چراغ همیشه روشن عشق، باش تا صبح دولتم بدمد

تو در این عصر خوشتری زیرا، ماه پیش ستاره ها ماه است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از بهترین شعرهای غلامرضا طریقی

—————————————————————

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !

مرا بخواه که هر قطعه ام غزل بشود !

مرا بخوان که پس از این همه «الهه ی ناز»

دوباره ورد زبانم «اتل متل» بشود !

سیاه چشم ! فنا کن سپید را مگذار

که محتوایِ غزل نیز مبتذل بشود !

هزار وعده به من داده ای بگو چه کنم ؟

که دست ِ کم یکی از وعده ها عمل بشود ؟!

قسم به عشق ! به فتوای دل گناهی نیست

اگر به دست تو نامحرمی بغل بشود !

بیا و مسئله ها را ز راه دل حل کن

که در تمام جهان این سخن مثل بشود :

«اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت

اگر که مسئله ها عاشقانه حل بشود !!»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تاریخ مصرف دل انسان گذشته است … غلامرضا طریقی

—————————————————————

دیگر زمان زلف پریشان گذشته است

تاریخ مصرف دل انسان گذشته است 

در عصر ما فجیع تر از طرح تیر و قلب

عکس گلوله ای است که از نان گذشته است 

در چشم من که «حال» ندارم بدون فال

«آینده» نیز از تو چه پنهان «گذشته» است ! 

باور نمی کنم که جهان جای جام جم

از معبر تفاله ی فنجان گذشته است

دنیا جهنمی ست که در روز سرنوشت

تصویرش از مخیله ی شیطان گذشته است

ترول

  • Screenshot_2017-06-05-13-18-50-552_com.instagram
  • shishtayi (1)
  • peymanyousefi
  • 12974441_877646939046724_2654598410155801958_n
  • Rich-Pour-Boy
  • ترول پدر عصبانی

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. بسیار زیبا است اشعار این شاعر گرانقدر. لطفا بیگرافی این شاعر گرانقدر را هم بازنشر کنید.

    با سپاس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




آخرین مطالب سایت

پربازدیدهای هفته

ارشیو مطالب