تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۲
بدون دیدگاه | کد خبر: 1140

جملات بسیار زیبا از حسین پناهی

مجموعه بسیار دلنشین جملات بسیار زیبا از حسین پناهی

جملات بسیار زیبا از حسین پناهی

ماندن به پای کسی که دوستش داری ، قشنگ ترین اسارت زندگی است !

 *********************************

می دانی . . . !؟
به رویت نیاوردم . . . !
از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما ”
فهمیدم پای ” او ” در میان است . . .

 *********************************

وقتی کسی اندازت نیست ، دست به اندازه ی خودت نزن . . .

 *********************************

این روزها ” بی‌ ” در دنیای من غوغا میکند !
بی‌ کس ، بی‌ مار ، بی‌ زار ، بی‌ چاره بی‌ تاب ، بی‌ دار ، بی‌ یار ،
بی‌ دل ، بی‌ ریخت ، بی‌ صدا ، بی‌ جان ، بی‌ نوا
بی‌ حس ، بی‌ عقل ، بی‌ خبر ، بی‌ نشان ، بی‌ بال ، بی‌ وفا ، بی‌ کلام
، بی‌ جواب ، بی‌ شمار ، بی‌ نفس ، بی‌ هوا ، بی‌ خود ، بی‌ داد ، بی‌ روح
، بی‌ هدف ، بی‌ راه ، بی‌ همزبان
بی‌ تو ، بی‌ تو ، بی‌ تو . . .

 *********************************

می کوشم غم هایم را غرق کنم اما بی شرف ها یاد گرفته اند شنا کنند . . .

 *********************************

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که :
پدر تنها قهرمان بود .
عشق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نقطه ى زمین ، شانه های پدر بود . . .
بدترین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند . . .
تنها دردم ، زانو های زخمی ام بودند .
تنها چیزی که میشکست ، اسباب بازی هایم بود و معنای خداحافظ ، تا فردا بود . . . !

 *********************************

اجازه . . . !
اشک سه حرف ندارد ، اشک خیلی حرف دارد !

 *********************************

راستی ، دروغ گفتن را نیز ، خوب یاد گرفته ام . . . !
” حال من خوب است ، خوبِ خوب . . . ”

 *********************************

این روزها به جای ” شرافت ” از انسان ها ، فقط ” شر ” و “  آفت ” می بینی !

 *********************************

می دونی “بهشت ” کجاست ؟
یه فضای  چند وجب در چند وجب !
بین بازوهای کسی که دوستش داری . . .

 *********************************

میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ
این بود زندگی . . . ؟

 *********************************

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند !
دیگر گوسفند نمی درند ، به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند . . .

 *********************************

مگه اشک چقدر وزن داره . . . ؟
که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم . . .

 *********************************

بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت . . .

——————————————

زندگینامه کامل حسین پناهی :

نامش حسین بود و شهرتش پناهی دژکوه، دژکوه را برای اختصار نمی گفتند اما او منش و نام زادگاهش را در رفتار و
حرکاتش حفظ کرده بود و با خود همه جا می برد دژکوه جایی بود در استان کهکیلویه و بویر احمد نزدیک دهدشت، روستایی
.زیبا با همه مشخصه های یک روستای محل سکونت قوم لُر
پناهی از سال ۱۳۳۵ که در دژکوه به دنیا آمد تا اوایل دهه ۶۰ روزگارش درهمان روستا به تحصیل و کار و بار گذشت تا آن
که بعد از فراغت از تحصیل متوسطه در بهبهان، سودای پاسخ گفتن به پرسش هایی بزرگ تر به جانش افتاد و او را به حوزه
.درس آیت الله گلپایگانی در شهرستان قم کشاند
بعداز مدتی حسین پناهی در کسوت روحانی به زادگاهش برگشت و مدتی را در آنجا به تنظیم امور مذهبی روستا مشغول
بود. با شروع جنگ، پناهی همراه با خانواده اش به تهران آمد و دوره چهارساله هنرجویی بازیگری را در مدرسه آناهیتا
گذراند تا نوع دیگری از زندگی را تجربه کند.
حسین پناهی از سال ۱۳۶۵ با فیلم گال وارد عرصه بازیگری شد. این فیلم که اولین ساخته ابوالفضل جلیلی، کارگردان
متفاوت و ستایش شده سینمای ایران بود دروازه دنیایی را به روی پناهی گشود که دیگر تا پایان عمر رهایش نکرد.
نارونی، تیرباران، در مسیر تندباد و گذرگاه از دیگر تجربه های پناهی در این سا لها بودند که هرکآدام در زمان خود با
استقبال خوبی مواجه شدند.
درهمین سال ها حضور پناهی در مجموعه تلویزیونی محله بهداشت که از جمله اولین طنزهای متفاوت تلویزیون پس از
پیروزی انقلاب به شمار می رفت چهره او را در حافظه جمعی مخاطبان به ثبت رساند. آن مجموعه که اولین ساخته تیم
دو نفره بیژن بیرنگ و مسعود رسام بود درواقع سکوی پرشی برای بسیاری از نام های شناخته شده سال های بعد شد که
از آن جمله می توان به علیرضا خمسه، حسین محب اهری، فتحعلی اویسی و … اشاره کرد.
که فیلمنامه آن را بیژن بیرنگ نوشته بود و کارگردانی اش را منوچهر « هی جو » پناهی در سال ۱۳۶۷ با بازی در فیلم
عسگری نسب به عهده داشت، فراز مهمی از زندگی حرفه ای خود را آغاز کرد. او در این فیلم که هجویه ای برجامعه آن
روز ایران و تمایلات غرب گرایانه به وجود آمده در سال های پایان جنگ بود، نقش جوانی روستایی را ایفا می آرد که با
ابراز تمایل اغراق آمیز به مظاهر زندگی غربی، موقعیت های هجوآمیزی را می آفریند.
شخصیتی که بیرنگ دراین فیلم برای پناهی نوشت، در واقع به پایه ای برای نق شهایی تبدیل شد که او در بقیه دوران
فعالیت حرفه ای خود ایفاگر آنها بود .تأکید بر تضاد فرهنگ یک روستایی تازه آشنا شده با مظاهر فرهنگ مدرن و برزخ
تطابق این روستایی با زندگی شهری در کنار تاکید بر حفظ سادگی و خلق وخوی روستایی وار، از مشخصه هایی مهم این
نقش بود که در بقیه بازی های پناهی از آن پس نمود پیدا کرد.
او در سال ۱۳۶۸ چند نمایشنامه تلویزیونی نوشت که در شبکه اول سیما به شکل تله تئاتر تهیه شد. مشهورترین این
نمایشنامه ها دو مرغابی در مه نام داشت که درواقع به نوعی زندگینامه شخصی خود پناهی بود و از آن پس پناهی در
اکثر نقش ها به سنتی که با این اثر بنیان گذاشته بود یعنی به
نمایش گذاشتن زندگی شخصی اش، وفادار ماند.
در سال ۱۳۶۹ با این نگاه تازه به نقش آفرینی سینمایی مسعود جعفری جوزانی فیلمنامه ای براساس زندگی واقعی حسین
نام داشت. پناهی در این فیلم با بازی جذابش در مرز میان خیال و واقعیت حرکت کرد و با « سایه خیال » پناهی نوشت که
در واقع نیمه دیگر شخصیت خودش بود نمایشی از دنیای درونی خود به « غلومی » خلق شخصیتی خیالی به نام
بینندگان ارائه کرد. او با این نقش توانست در نهمین دوره جشنواره فیلم فجر دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد
را از آن خود سازد.
مرد ناتمام ساخته محرم زینال زاده دیگر اثر سینمایی بود که در آن پناهی نقشی مشابه با زندگی واقعی خودش داشت .
حسین پناهی در دهه هفتاد چندین مجموعه شعرو نمایشنامه به چاپ رساند و در چند مجموعه تلویزیونی ظاهر شد آه از
آن میان حضور او در مجموعه های امام علی(ع)، آژانس دوستی و آواز مه بیشتر در یادها باقی مانده است.
به کارگردانی او در تئاتر شهر با اقبال « چیزی شبیه زندگی » پناهی در اواخر دهه ۷۰ به تئاتر زنده روی آورد که نمایش
خوبی از سوی تماشاگران مواجه شد.
او در طول فعالیت هنری خود شخصیتی برای خودش ساخت که پسوند دژکوه انتهای شهرتش در آن نقشی عمده ایفا
می آرد. او حسین پناهی دژکوه به دنیا آمد و حسین پناهی دژکوه را همان طور که بود برابر چشمان مردم ایران به
نمایش گذاشت. درآخر هم با همین نام وشهرت بود که تهران شلوغ رابه سمت زادگاهش ترک
کرد

سال شمار زندگی حسین پناهی :

 

۱۳۳۵

۰ حسین پناهی روز ۶ شهریور ماه سال ۱۳۳۵ مطابق با ۲۸ آگوست ۱۹۵۶ در روستای دژکوه از توابع استان کهکیلویه و بویر احمد متولد شد

(گرچه در کالبد شناسی بعد از مرگ و بر اساس آزمایش دی-ان-ای زمان تولدش ۶ شهریور ۱۳۳۹(۱۹۶۰) تشخیص داده شد.

۰ پدرش “علی پناه” و مادرش “ماه کنیز” نام داشت

۱۳۳۷

۰فوت پدرش “علی پناه”

۱۳۴۱

۰رفتن به مکتب خانهء دژکوه

۱۳۴۵

۰اتمام دوره ابتدائی

۱۳۴۶

۰ترک دژکوه و رفتن به سوق

۰خواندن کلاس ششم

۱۳۴۷

۰رفتن به بهبهان و گرفتن سیکل

۱۳۵۱

۰رفتن به قم و طلبه گی

۱۳۵۴

۰رها کردن درس حوزه

۰سفر به شوشتر و یک سال آموزگاری در آن شهر

۱۳۵۵

۰اقامت در اهواز و اشتغال به شغلهای مختلف

۱۳۵۶

۰بازگشت به روستای دژکوه و ازدواج با دختری به نام  “شوکت”

۱۳۵۷

۰رفتن به اهواز وکار در کتابخوانه یی در آن شهر

۰تولد فرزند نخستش که “لیلا” نامیدندش

۱۳۵۹

۰رفتن به جبهه جنگ و فعالیت در بخش های فرهنگی

۰تولد دومین فرزندش به نام “آنا”

۱۳۶۰

۰مهاجرت به تهران

۰سکونت در یکی از مقبره های خصوصی امامزاده قاسم به مدت یکسال

۰عضویت در گروه تئاتری “آناهیتا”

۱۳۶۱

۰نخستین تجربه های نمایش نامه نویسی

۰نوشتن یک گل وبهار

۰گارگردانی نمایش خوابگردها

۱۳۶۲

۰نوشتن آسانسور

۰نوشتن و کارگردانی تله تئاتر سرودی برای مادران

۱۳۶۳

۰تولد سومین فرزند: پسری بنام “سینا”

۰نخستین تجربه های بازی در تله تئاترهای تلوزیونی

۰بازی در سریال محله بهداشت

۰نوشتن به سبک آمریکایی

۱۳۶۴

۰استخدام در صدا و سیما

۰بازی در سریال گرگها

۰نوشتن دل شیر

۰نوشتن دو مرغابی در مه

۱۳۶۵

۰نخستین بازی در سینما

۰بازی در فیلم سینمادی گال

۰بازی در فیلم سینمائی گذرگاه

۰بازی در فیلم سینمائی تیرباران

۰بازی در تله تئاترهای دو مرغابی در مه و آسانسور

۱۳۶۶

۰کارگردانی سریال تلوزیونی ماجراهای رونالد و مادرش

۰بازی در تله تئاتر در آئینه خیال

۱۳۶۷

۰نوشتن نخستین شعرها

۰بازی در فیلم سینمائی درمسیرتند باد

۰بازی در فیلم سینمائی هی جو

۰ بازی در فیلم سینمائی ارثیه

۰ بازی در فیلم سینمائی نار و نی

۱۳۶۸

۰فوت مادرش “ماه کنیز”

۰ بازی در فیلم سینمائی راز کوکب

۰نوشتن مجموعه من و نازی

۱۳۶۹

۰ بازی در فیلم سینمائی چاوش

۰ بازی در فیلم سینمائی سایهء خیال

۰دیپلم افتخار بهترین بازیگر جشنواره فجر برای فیلم سایهء خیال

۰نوشتن پیامبران بی کتاب

۱۳۷۰

۰بازی در فیلم سینمائی اوینار

۰بازی در فیلم سینمائی مردناتمام

۰بازی در فیلم سینمائی مهاجر

۰ نوشتن کابوسهای روسی

۱۳۷۱

۰نوشتن گوش بزرگ دیوار

۰بازی در فیلم سینمائی هنر پیشه

۱۳۷۲

۰نوشتن خروسها و ساعتها

۰انتشار کتاب من و نازی

۱۳۷۳

۰بازی در فیلم سینمائی آرزوی بزرگ

۰بازی در فیلم سینمائی روز واقعه

۱۳۷۴

۰نوشتن , بازی . کارگردانی سریال بی بی یون برای تلوزیون

۰سریال توقیف شده و چند سال بعد نسخهء قیچی شدهء آن از تلوزیون نمایش داده می شود. چیزی در حدود دو سوم کل مجموعه !!!

۰انتشار دو مرغابی در مه

۱۳۷۵

۰انتشار آلبومی از دکلمهء شعرهایش با نام ستاره ها

۰بازی در سریال دزدان مادر بزرگ

۱۳۷۶

۰به صحنه بردن نمایش چیزی شبیه زندگی

۰انتشار چیزی شبیه زندگی

۰انتشار بی بی یون

۰انتشار خروسها و ساعتها

۱۳۷۷

۰بازی در فیلم سینمائی کشتی یونانی از مجموعه قصه های کیش

۱۳۷۸

۰نوشتن دیالوگهای سریال امام علی و بازی در آن

۱۳۷۹

۰بازی در سریال یحیی و گلابتون

۱۳۸۰

۰بازی در سریال آژانس دوستی

۱۳۸۱

۰نوشتن مجموعه نمی دانم ها

۱۳۸۲

۰بازی در سریال آواز مه

۰نوشتن مجموعه سال هاست که مرده ام

۱۳۸۳

۰آغاز ضبط آلبوم دوم دکلمه هایش از خرداد ماه

۰تصمیم برای جمع آوری مجموعه کامل شعرهایش

۰پایان ضبط دکلمه شعرهایش در شب یکشنبه یازدهم مرداد

۰آخرین تماس تلفنی با پسرش “سینا” در ساعت ۹ شب چهارشنبه ۱۴ مرداد

۰فوت ۱۴ مرداد

۰کشف پیکر متلاشی شده اش توسط دخترش “آنا” در ساعت ۱۰ شب شنبه ۱۷ مرداد در خانه اش واقع در جهان آراء

۰علت فوت: ایست قلبی (به تشخیص و گواهی پزشکی قانونی جمهوری اسلامی ایران)

۰تدفین پیکرش در دژکوه به تاریخ سه شنبه ۲۱ مرداد

۰انتشار آلبوم دکلمهء آخرین سروده هایش با نام سلام , خداحافظ  توسط موسسه فرهنگی  هنری دارینوش در۱۵مهرماه

۱۳۸۴

۰انتشارات هفت دفتر و مجموعه کامل اشعارش  با نام چشم چپ سگ توسط موسسه فرهنگی  هنری دارینوش در اردیبهشت

……………………………………………………………………..

کلیه مطالب فوق برگرفته از مجموعه (هفت دفتری) چشم چپ سگ که توسط انتشارات دارینوش به طبع رسیده , می باشد.(تهران/خیابان شریعتی/قلهک/جنب سینما فرهنگ/۲۲۰۰۰۴۰۰)

جمع آوری شده توسط : آقای یغما گلروئی

ترول

  • 12974441_877646939046724_2654598410155801958_n
  • Rich-Pour-Boy
  • ترول پدر عصبانی
  • ترول-امتحان-دختر-پسرا
  • ترول-عروسی
  • Untitled-1

مطالب مرتبط

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




آخرین مطالب سایت

پربازدیدهای هفته

ارشیو مطالب