تاریخ انتشار: ۶ خرداد ۱۳۹۴
۱ دیدگاه | کد خبر: 7717

داستان زیبای شیرینی فروش و مرد تهیدست

…..::::::::: داستان زیبای شیرینی فروش و مرد تهیدست :::::::::…..

 

داستان زیبای شیرینی فروش و مرد تهیدست

 تو شمال شهر منطقه ای در آمریکا ،یه قنادی باز شد

فقط پولدارا میتونستن اونجا خرید کنن

یه روز که تعدادی از پولدارا تو قنادی در حال خرید بودن

یه گدای ژنده پوش وارد شد و تموم جیبهاشو گشت

یه سنت پیدا کرد و گذاشت رو میز

گفت اینو شیرینی بهم بده !!!!

مدیر قنادی با دیدن این صحنه جلو اومد و به اون فقیر تعظیم کرد

و با خوشحالی و لبخند ازش حال پرسید و گفت

قربان !خیلی خوش اومدید و قنادی ما رو مزین فرمودید

پولتون رو بردارید

و هر چقدر شیرینی دوست دارید انتخاب کنین !!!!

امروز مجانیه اینجا …

♡❤♡

پولدارا ازین حرکت ناراحت شدن و اعتراض کردن که چرا با ما اینجوری برخورد نکرده ای تا حالا ؟

مدیر قنادی گفت :

شما هم اگه مثل این آقا ،تموم داراییتون رو رو میز میذاشتین ،جلوتون تعظیم میکردم …

♡❤♡

* ﺩﺭ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﺧﻄﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺷﺐ ﺑﺎﺵ؛

* ﺩﺭ ﻓﺮﻭﺗﻨﻲ، ﺯﻣﻴﻦ ﺑﺎﺵ؛

* ﺩﺭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﻲ، ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺑﺎﺵ؛

* ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻏﻀﺐ، ﮐﻮﻩ ﺑﺎﺵ؛

* ﺩﺭ ﺳﺨﺎﻭﺕ ﻭ ﻳﺎﺭﻱ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺭﻭﺩ ﺑﺎﺵ؛

* ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺎﺵ؛

ترول

  • Screenshot_2017-06-05-13-18-50-552_com.instagram
  • shishtayi (1)
  • peymanyousefi
  • 12974441_877646939046724_2654598410155801958_n
  • Rich-Pour-Boy
  • ترول پدر عصبانی

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. داستان گفتنش قشنگه و راحت اما خیالیه به درد زندگی واقعی نمیخوره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




آخرین مطالب سایت

پربازدیدهای هفته

ارشیو مطالب