تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۲
بدون دیدگاه | کد خبر: 1104

سخنان فوق العاده زیبا ویلیام شکسپیر

سخنان فوق العاده زیبا ویلیام شکسپیر

سخنان فوق العاده زیبا ویلیام شکسپیر

زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند . . .

…………………………………………………………..

سخنان و جملات ویلیام شکسپیر

سایه ها محصول پشت کردن دیوار ها به آفتابند ، گستاخی دیوار ها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم . . .

 …………………………………………………………..

اس ام اس آموزنده از سخنان ویلیام شکسپیر

صورتشما کتابیست که مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند . . .

…………………………………………………………..

زندگی حواسشو جمع کرده ببینه چی دوست داری همونو بگیره ازت . . .

 …………………………………………………………..

فراموش کن چیزی را که نمی توانی بدست بیاوری و بدست بیاور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی !

 …………………………………………………………..

تملق غذای ابلهان است . . .

 …………………………………………………………..

بالاتر از همه چیز این‌ است‌ که با خودمان صادق باشیم . . .

 …………………………………………………………..

گذشت زمان بر آنها که منتظر می مانند بسیار کند ، بر آنها که می‏هراسند بسیار تند ، بر آنها که به سر خوشی می گذرانند بسیار کوتاه است . . .

 …………………………………………………………..

شکوه دنیوی همچون دایره‌ای است بر سطح آب که لحظه به لحظه به بزرگی آن افزوده می‌ شود و سپس در نهایت بزرگی هیچ می‌‌ شود . . .

 …………………………………………………………..

اگر کسی را دوست داری ، رهایش کن  سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده . . .

 …………………………………………………………..

آنچه مرگبار است پایان گرفتن لذت ها نیست ، نومیدی است . . .

 …………………………………………………………..

بهتر است یک احمق زرنگ باشیم تا یک زرنگ احمق !

 …………………………………………………………..

عشقی که با اشک های چشم شست و شو شود همیشه ماندگار و زیبا خواهد ماند . . .

 …………………………………………………………..

عشق سوء تفاهمى است میان دو احمق !

 …………………………………………………………..

چه چیز بهترین است ؟ من آن بهترین را برایت می خواهم !

 …………………………………………………………..

در سینه خود شراره ی اسمانی دارم که نامش وجدان است . . .

 …………………………………………………………..

کوره را برای سوزاندن دشمنانت آن قدر مگداز که گرمایش خودت را بسوزاند . . .

 …………………………………………………………..

در دریای پرتلاطم زندگی همیشه موجی را می توان یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند . . .

 …………………………………………………………..

زندگی قصه ای است که ابلهی نقلش میکند ، پر از خشم و خروش و هیاهو است و هیچ معنایی ندارد . . .

 …………………………………………………………..

من قلبم رو میذارم کف دستم تا هر کلاغی بیاد بهش نوک بزنه !

 …………………………………………………………..

آه ! نفرین بر زناشویی باد! ما این موجودات شریف را از آن خود می دانیم، اما بر هوس ها و سوداهایشان دست نداریم . . .

 …………………………………………………………..

احمق ها هیچ گاه کمتر از عهد کنونی محبوبیت نداشتنه اند ، چون خردمندان به جای آنان خودنمایی میکنند و نمیدانند از عقل خود چگونه بهره ببرند زیرا رفتارشان تؤام با تقلید است . . .

 …………………………………………………………..

به خدا سوگند که خروارها فریب خوردگی بهتر از یک جو بدگمانی است !

 …………………………………………………………..

عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا !

 …………………………………………………………..

شکوه محبت بیش از انتقام است . . .

 …………………………………………………………..

من تو را همچون خوابی در خاطر دارم ، خوابی زیبا . . .

 …………………………………………………………..

موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت ، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند !

 …………………………………………………………..

عشق آرام بخش است مثل آفتاب بعد از باران . . .

 …………………………………………………………..

زندگینامه ویلیام شکسپیر :

ویلیام شکسپیر در ۲۳ آوریل سال ۱۵۶۴ در استراتفورد انگلستان متولد شد. وی شاعر ، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس منحصر به فرد است و برخی او را بزرگترین نمایشنامه نویس تمام دوران می‌دانند. ویلیام شکسپیر به تاریخ ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ میلادی درگذشت و جسد او دو روز پس از آن در کلیسای مقدس ترینتی به خاک سپردند . او حتی قطعه‌ای ادبی نیز برای روی سنگ قبر خود گفته که بر روی آن حک شده‌است : به خاطر حضرت مسیح از کندن خاکی که اینجا را احاطه کرده خودداری کن ، خجسته باد کسی که این خاک را رها کند و نفرین باد کسی را که استخوان‌های مرا بردارد.

شکسپیر در دوران جوانی به لندن به سراغ تماشاخانه های مختلف رفت و در آنجا به حفاظت اسبهای مشتریان مشغول شد ولی کم کم به درون تماشاخانه راه یافت و به تصحیح نمایشنامه های ناتمام پرداخت و کمی بعد روی صحنه تئاتر آمد و نقشهایی را ایفا کرد . بعدا وظایف دیگر پشت صحنه را به عهده گرفت .در آن دوره هنرپیشگی و نمایشنامه نویسی حرفه ای محترم و محبوب تلقی نمی شد و طبقه متوسط که تحت تأثیر تلقینات مذهبی قرار داشتند ، آن را مخالف شئون خویش می دانستند .در آن زمان بود که شکسپیر قطعات منظومی سرود که باعث شهرت او شد و در سال ۱۵۹۴ دو نمایش کمدی در حضور ملکه الیزابت اول در قصر گوینویچ بازی کرد و در ۱۵۹۷ اولین کمدی خود را به نام “تقلای بی فایده عشق” در حضور ملکه نمایش داد و از آن به بعد نمایشنامه های او مرتباً تحت حمایت ملکه به صحنه تئاتر می آمد.
با دو چکامه‌ای که شکسپیر در سال‌های ۱۵۹۳ و ۱۵۹۴ به چاپ رساند اشعار او زودتر از نمایش‌هایش چاپ شدند همینطور باید گفت که بیشتر غزل‌های وی باید در این سال‌ها نوشته شده باشند و نمایش‌های او پس از سال ۱۵۹۴ نمایان شده‌اند و او به طور کلی هر دو سال یکی را ارئه نمود که هریک شامل سرود و آهنگ‌هایی بسیار زیبایی می‌شدند .
نمایش‌های ابتدایی شکسپیر شامل : هنری چهارم ، تیتوس آندرونیکس ، رویای شبی در نیمهٔ تابستان ، بازرگان ونیز و ریچار دوم می‌شود که همگی در میانه و اواخر دهه ۱۵۹۰ تاریخ گزاری شده‌اند.

همینطور بعضی از تراژدی‌های مشهور او که در اوایل دهه ۱۶۰۰ گفته شده‌اند شامل : اتللو ، شاه لیر و ماسبت می‌شود. در حدود سال ۱۶۱۰ شکسپیر به استراتفورد برای استراحت بر می‌گردد و با وجود آن به نوشتن ادامه می‌دهد که دورهٔ رمان و کمدی-استراتژی او به حساب می‌آید مانند: طوفان، هنری هشتم ، سیمبلاین و داستان زمستان. درمورد غزلیات او می‌توان گفت که نخستین بار در سال ۱۶۰۹ به چاب رسیدند.
بعد از مرگ شکسپیر به سال ۱۶۱۶ هیچ نسخهٔ جمع آوری شده‌ای از آثار شکسپیر وجود نداشت ،و بعضی از آنها در نسخه‌هایی مستقل چاپ شده بودند که همان‌ها هم بدون نظارت ویرایش او بود. و در سال ۱۶۲۳ دو تن از اعضای هیئت شکسپیر جان همینگز و هنری کاندل نسخه‌ای جمع آوری شده از تمام نمایش‌هایش که مورد تصحیح و رسیدگی قرار گرفته شده بود به چاپ رسید که فیرست فالیو first folio نام گرفته شد .

جملات حکیمانه

ترول

  • 12974441_877646939046724_2654598410155801958_n
  • Rich-Pour-Boy
  • ترول پدر عصبانی
  • ترول-امتحان-دختر-پسرا
  • ترول-عروسی
  • Untitled-1

مطالب مرتبط

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




آخرین مطالب سایت

پربازدیدهای هفته

ارشیو مطالب