تاریخ انتشار: ۱۶ تیر ۱۳۹۴
بدون دیدگاه | کد خبر: 7931

همه امور را به خدا بسپار

داستان کوتاه و پند آموز : همه امور را به خدا بسپار

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود، هیچ گاه شاد نبود. او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت:
– ارباب،آیا حقیقت دارد که خداوند پیش از بدنیا آمدن شما جهان را اداره می کرد؟

او پاسخ داد:

– بله

خدمتکار پرسید:

– آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید آنرا همچنان اداره می کند؟

ارباب دوباره پاسخ داد:

– بله
خدمتکار گفت:

– پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آنرا ادره کند؟

“به او اعتماد کن، وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم می آورند”
“به او اعتماد کن، وقتی که نیرویت کم است”
“به او اعتماد کن، زیرا وقتی به سادگی به او اعتماد کنی”
اعتمادت سخت ترین چیزها خواهد بود…

http://www.uplooder.net/img/image/91/4d375ca9cca27446184b93e1d41aef89/537988_X4tTlM4T.jpg

ترول

  • Screenshot_2017-06-05-13-18-50-552_com.instagram
  • shishtayi (1)
  • peymanyousefi
  • 12974441_877646939046724_2654598410155801958_n
  • Rich-Pour-Boy
  • ترول پدر عصبانی

مطالب مرتبط

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




آخرین مطالب سایت

پربازدیدهای هفته

ارشیو مطالب